۱۳۹۱ بهمن ۲۷, جمعه

"روز عشق" در سوريه زير آماج بمب ها !!!

اعترافهای تکان دهنده آخوند طائب از نزديکان خامنه ای: سوريه استان ۳۵ ام ايران است.


اگر سوريه از دست برود نمی توانيم تهران را نگاه داريم

اگر دشمن بخواهد سوريه يا خوزستان را بگيرد اولويت حفظ سوريه است اگر از دست برود نمی توانيم تهران را نگاه داريم

آخوند پاسدار جنايتکار، مهدی طائب، از نزديکان خامنه ای و سرکرده ارگان سرکوب موسوم به «قرارگاه عمار» اعتراف کرد که بود و نبود رژيم آخوندی به ديکتاتوری سوريه وابسته است. وی روز 26بهمن در جمع بسيجيان دانشگاه گفت: سوريه استان سی و پنجم و يک استان استراتژيک برای ماست اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوريه يا خوزستان را بگيرد، اولويت با اين است که ما سوريه را نگهداريم چون اگر سوريه را نگهداريم می توانيم خوزستان را هم پس بگيريم اما اگر سوريه را از دست بدهيم تهران را هم نمی توانيم نگهداريم.

وی افزود: الآن ما در سوريه درگير هستيم و خط مقدم ما آن جاست در اين جبهه مقابل تمام استکبار ايستاده ايم، ... . سوريه ارتش داشت اما اين ارتش قادر به اداره جنگ در داخل شهرهای سوريه نبود از اين رو ايران پيشنهاد کرد که برای اداره جنگ شهری بسيج تشکيل دهيد. .. بسيج سوريه با ۶۰ هزار حزب اللهی تشکيل شد و باعث شد جنگ را در کف خيابانها از ارتش تحويل بگيرد.

طائب يکی از جنايتکارترين نزديکان خامنه ای، سرکرده چماقداران انصار حزب الله و يکی از آمران و عاملان اصلی سرکوب به ويژه در دوران قيام 88 بوده است. وی اکنون سرکرده ارگان سرکوب موسوم به «قرارگاه عمار» است که «جنگ نرم» و مقابله با «تهاجم فرهنگی» را به عهده دارد. شماری از شقی ترين آخوندها و پاسداران چون پاسدار سعيد قاسمی، حسين الله کرم، مهدی ماندگاری، مهدی کوچک زاده، حميد رسايی و روانبخش، که تمامی آنها از بانيان و سرکردگان ارگانهای سرکوب و چماقداران بوده و هستند، از جمله اعضای شورای مرکزی اين ارگان سرکوب هستند.

پيش از اين خامنه ای به سران رژيم تأکيد کرده بود «که سوريه خط مقدم استراتژيک برای رژيم است. لذا به رغم دشواری و پيچيدگی اوضاع نبايد نااميد شوند و بايد تا آخر از اسد حمايت کنند». ولايتی مشاور خامنه ای ديکتاتوری سوريه را «حلقه طلايی مقاومت» خواند وی گفت: اگر سوريه از حزب الله پشتيبانی لجستيک نمی کرد، حزب الله در جنگ 33روزه و حماس در جنگ 22روزه پيروزی به دست نمی آوردند. سوريه نقش بسيار اساسی و کليدی در منطقه دارد برای اين که سياست مقاومت استوار پيش برود يا متزلزل شود، به همين دليل حمله به سوريه، حمله به ايران و متحدان ايران محسوب می شود (رسانه های حکومتی-7بهمن91).

پاسدار لاريجانی نيز در ديدار با مقامات رژيم اسد در سوريه گفت: «ايران دست از حمايت سوريه و رئيس جمهور آن بشار اسد برنخواهد داشت». (تلويزيون الجزيره-5آذر 91).

اعترافها تکاندهنده آخوند طائب و ديگر سردمداران رژيم اقدام فوری بين المللی برای متوقف کردن دخالت فعال و همه جانبه رژيم آخوندی و سپاه پاسداران و نيروی تروريستی قدس را در کشتار مردم سوريه، که نقض آشکار قطعنامه های شورای امنيت ملل متحد است، هر چه ضروری تر می سازد.

امنیت وکلا و نگاهی به وضعیت وکلای زندانی در ایران



اکنون در مقطعی از تاریخ ایران ایستاده ایم که "متفاوت" بودن جرمی نابخشودنی شده است. تفاوت در عقاید، دین، ظاهر، منش و مسلک، رابطه عاشقانه، عادات غذایی و حتی تفاوت در موسیقی و هنر مجازات هایی گاه سنگین به دنبال دارد. چه بسیار مردان و زنانی که به دلیل متفاوت بودن طعم تلخ بازداشت، شکنجه، پرس و جو ها را چشیده اند و دم بر نیاورده اند و عده ای هم که از حقوق قانونی خود برای داشتن وکیل، دادگاه عادلانه و هیات منصفه آگاه بوده اند در نهایت با ارعاب و فشار از حق خود گذشت نموده اند.

در اسناد حقوق بشری و اسناد قانونی اکثر کشورهای جهان حق داشتن وکیل مدافع در مراجع قضایی و نیز اجرایی یکی از حقوق اساسی و اولیه برای داشتن یک دادرسی عادلانه و تضمینی برای برقراری نظم، عدالت و امنیت اجتماعی و قضایی است اما مساله جایی قابل تامل می شود که متصدیان امر قضا که می بایست حامیان امر قضاوت عادلانه باشند به حذف بخشی های اساسی از یک دادگاه عادلانه می زنند و بدون وکیل و هیات منصفه حکم های سنگین کیفری صادر می کنند و از نتیجه کار راضی و خشنود می شوند و در جایی که وکیل متهم بر وظیفه خود پافشاری می کند از هر گونه ارعاب، تهدید و دستگیر برای به کرسی نشاندن رای خود فرو گذاری نمی کنند.

تعداد بالای وکلای زندانی در ایران که با احکامی غیر منصفانه و برخودهای ناشایست مواجه شده اند نشان از همین جهان بینی دارد. مقامات بالا دستی برای جلوگیری از برگزاری دادگاهی عادلانه و صدور حکم هایی برای ایجاد وحشت در میان مردم و محدود کردن فعالیت های "متفاوت ها" وکلای وظیفه شناس را به بهانه های واهی و رای معروف "تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت کشور" دستگیر و مجازات می کنند.

جاوید هوتن کیان وکیل دادگستری است که در تیر ماه سال ۱۳۸۸ وکالت خانم سکینه محمدی آشتیانی زنی که به مجازات سنگسار محکوم شده بود را پذیرفت.

ایشان در زمان کوتاهی که وکالت موکلش را به عهده داشت بارها با رسانه های مختلف در ارتباط با عدم استحقاق موکلش به سنگسار سخن گفت و در نهایت نیز در پی ملاقات با دو خبرنگار آلمانی در شهر تبریز ، به همراه سجاد قادر‌زاده فرزند سکینه محمدی آشتیانی بازداشت شد.

هوتن کیان پس از بازداشت به محل نامعلومی منتقل شد و اطلاعاتی از وی منتشر نگردید تا اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اقرارهای وی را در رابطه با پرونده سکینه محمدی پخش کرد. در مدت حدود سه سال حبس این وکیل دادگستری تاکنون هیچ منبع رسمی اطلاعاتی از وی منعکس نکرده و سرنوشت این وکیل دادگستری مشخص نیست.

این در حالی است که در همین پرونده فرزند سکینه محمدی تبرئه و دو خبرنگار آلمانی نیز با اعمال فشار دولت آلمان و با پرداخت جریمه نقدی از زندان آزادشدند. اخباری غیر موثقی وجود دارد که حکایت از قتل این وکیل دادگستری در زندان تبریز دارد. جا دارد در رابطه با این پرونده خاص مسولین دستگاه قضایی جمهوری اسلامی گزارشی از وضعیت وی منتشر نماید.
مصطفی دانشجو، امیر اسلامی، امید بهروزی و فرشید یداللهی وکلای مدافع اقلیتی به نام دراویش گنابادی هستند که هم اکنون بدون هیچ گونه محاکمه ای بیش از هفده ماه در بازداشت موقت در زندان اوین تهران به سر می برند.

مصطفی دانشجو از بیماری تنفسی رنج می برد پس از گذراندن شش ماه حبس در زندان ساری به بند 209 زندان اوین منتقل شد و تاکنون بلاتکلیف است.

امیر اسلامی از دیگر وکلای دراویش گنابادی است. این وکیل دادگستری نزدیک به 18 ماه است که در زندان اوین به سر می برد. پرونده این وکیل دادگستری در حال حاضر در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران در حال رسیدگی است.

امید بهروزی نیز همراه با سایر وکلای دراویش گنابادی در زندان اوین به سر می برد و اخیرا به دلیل خودداری از حضور در جلسه دادگاه به سلول انفرادی منتقل شده است.

فرشید یداللهی نیز از 17 ماه پیش در حبس به سر می برد.

سید محمد سیف‌زاده نیز از جمله وکلای مبارز و توانمند دادگستری است که در حال حاضر در زندان رجایی شهر کرج محبوس است. وی به همراه شیرین عبادی، محمد شریف، عبدالفتاح سلطانی و محمدعلی دادخواه کانونی تحت عنوان کانون مدافعان حقوق بشر را تشکیل دادند. این کانون به بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران می پرداخت سیف زاده در طول فعالیت خود وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی را بر عهده داشت .

عبدالفتاح سلطانی دیگر وکیل زندانی نیز که به جرم تبلیغ، اجماع و تبانی علیه نظام به 18 سال حبس تبعید به شهر برازجان و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شده است از بانیان و مدافعان حقوق بشر در ایران به شمار می آید."تحصیل مال حرام" از طریق دریافت جایزه حقوق بشری نورنبرگ (که از سال ۱۹۹۵ هر سال به یکی از فعالان حقوق بشر اعطا می‌شود) هم در زمره اتهامات آقای سلطانی و مبنای صدور حکم اعلام شده است.

محمدعلی دادخواه نیز از دیگر اعضای کانون مدافعان حقوق بشر نیز که وکیل عبدالفتاح سلطانی نیز به شمار می رود هم اکنون در زندان به سر می برد. دادخواه که پیش‌تر در سال ۸۱ و در جریان وکالت اعضای حزب نهضت آزادی بازداشت شده بود، آخرین بار در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۸ به همراه ملیحه دادخواه، سارا صباغیان، بهاره دولو و امیر رئیسیان در دفتر کارش توسط پلیس امنیت بازداشت و دفتر او پلمپ شد.

آقای دادخواه وکالت پرونده هایی چون پرونده فعالان ملی مذهبی‌، پرونده عبدالفتاح سلطانی، پرونده دراویش گنابادی، پرونده سه تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، پرونده سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی در واقعه تحصن دانشجویی دانشگاه زنجان و پرونده کشیش محکوم به اعدام یوسف ندرخانی را به عهده داشته است. دادخواه که ‌پیش از این در تیر ماه سال ۹۰ از سوی شعبه‌۱۵ دادگاه انقلاب به ۹ سال زندان، ۱۰ سال ممنوعیت از وکالت در دادگستری و همچنین به تحمل شلاق و چند فقره جزای نقدی محکوم شده‌بود، امروز به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.

نسرین ستوده نیز که از شهریور ماه سال 1389 در زندان به سر می برد.وی وکالت پرونده‌های فعالان حقوق بشر و کشته شدگان و اعدام شدگان حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ را بر عهده داشته‌است. وی عضو کانون مدافعان حقوق بشر، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، و انجمن حمایت از کودکان بوده و وکالت پرونده‌های بسیاری از فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان، کودکان قربانی کودک آزاری و کودکان در معرض اعدام را برعهده داشته‌است. ستوده در سال ۲۰۰۸ میلادی برنده جایزه حقوق بشر «سازمان حقوق بشر بین‌الملل» شد.

نکته حائز اهمیت و مشترک میان هر 9 وکیل زندانی در ایران اهمیت به حقوق بشر و دفاع از حقوق اقلیت ها بوده است.دراویش گنابادی، روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی از دید جو حاکم محکوم هستند و دفاع واقعی از آنها که منجر به تبرئه شدن و یا تخفیف مجازات می شود خود جرمی بالقوه است که باید با مشت آهنین با آن برخورد کرد. کلام حقی که دم شمشیر می شود و وکلا و مدافعان آن کلام هم سزاوار توبیج و مجازات خواهند شد.

سازمان مدارای جهانی با یادآوری اعلامیه اصول مدارای جهانی و نیز کنوانسیون های و عهدنامه های بین المللی و نیز قوانین داخلی جمهوری اسلامی در باب احترام به حقوق شهروندان و به رسمیت شناختن حق دفاع و آزادی بیان و اندیشه، از دولت ایران می خواهد تا با آزادی وکلای دادگستری این حق را به همه متهمین و مجرمین بدهند که بتوانند از وکلای مستقل استفاده کرده تا حقوقشان پایمال نگردد.


متاسفانه با زندانی شدن بسیاری از وکلای دادگستری و تحت فشار قرار دادن دیگر وکلا، شاهد آن هستیم که عمده فعالین حقوق بشر و فعالین سیاسی و خبرنگاران به خصوص شانزده خبرنگاری که اخیرا بازداشت شده اند فاقد وکیل دادگستری هستند. یادآوری می نماید که وکیل داگستری تنها پشتبان قانونی متهم و مجرم بوده و می بایست دارای چنان آزادی عملی باشد که نگذارد موکلش به ناحق محکوم شده و حقوقش تضییع گردد.

سازمان مدارای جهانی

یکی هستش که جونش بره نمیزاره بهت سخت بگذره اون اسمش پـــــــــدره...... ♥


Photo: ‎یکی هستش که جونش بره نمیزاره بهت سخت بگذره
اون اسمش پـــــــــدره......

♥‎

ارتش آزاد سوریه دو جنگنده رژیم اسد را در استان ادلب سرنگون کرد..



شبکه اطلاع رسانی شام وابسته به مخالفان سوری، امروز جمعه اعلام کرد ارتش آزاد سوریه دو جنگنده را در روستای "حیش" در استان ادلب سرنگون کرده است.

بر اساس گزارش العربیه، دو جنگنده سرنگون شده از نوع میگ 23 ساخت روسیه هستند.

مخالفان تصاویری ویدیویی از چگونگی سرنگون کردن این جنگنده ها را بر صفحه فیس بوک منتشر کرده اند اما هیچگونه اطلاعی از وضعیت خلبانان این دو جنگنده ارائه نشده است .

يك كلك انقلابي جهت توليد نيروهاي مومن و متعهد به ولايت و انقلاب!

۱۳۹۱ بهمن ۲۶, پنجشنبه

توانا بود هر که دارا بود ، ز ثروت دل پیر برنا بود

توانا بود هر که دارا بود ، ز ثروت دل پیر برنا بود

پر قو بود پول را رختخواب ، هنر رختخوابش مقوا بود
به ثروت هر آن ابله بی سواد ، به نزد کسان وه ! چه آقا بود
همه سهم استاد دانشکده ، پشیزی حقوق و مزایا بود
فقان سهم مردم ز نان و لباس ، از آن سوی ویترین تماشا بود
به لیفتینگ و ماساژ و میزامپیلی ، ننه کبلعلی هم گلارا بود
به زور رژ و سایه و خط لب ، اگر پیر و عفریته زیبا بود
بنوشند بازاریان خون خلق ، کشان خون مردم گوارا بود
کدامین کس از شاعری برج ساخت ، چه حافظ چه سعدی چه لورکا بود
ره کسب پول و درم دزدی است ، که از درس و تحصیل دارا بود
از این پس پدر زیر خرج گران ، بزاید برش کار ماما بود
از این پس پسر می نویسد دگر ، هر آن کس که نان داد بابا بود...
توانا بود هر که دارا بود ، ز ثروت دل پیر برنا بود
پر قو بود پول را رختخواب ، هنر رختخوابش مقوا بود
به ثروت هر آن ابله بی سواد ، به نزد کسان وه ! چه آقا بود
همه سهم استاد دانشکده ، پشیزی حقوق و مزایا بود
فقان سهم مردم ز نان و لباس ، از آن سوی ویترین تماشا بود
به لیفتینگ و ماساژ و میزامپیلی ، ننه کبلعلی هم گلارا بود
به زور رژ و سایه و خط لب ، اگر پیر و عفریته زیبا بود
بنوشند بازاریان خون خلق ، کشان خون مردم گوارا بود
کدامین کس از شاعری برج ساخت ، چه حافظ چه سعدی چه لورکا بود
ره کسب پول و درم دزدی است ، که از درس و تحصیل دارا بود
از این پس پدر زیر خرج گران ، بزاید برش کار ماما بود
از این پس پسر می نویسد دگر ، هر آن کس که نان داد بابا بود...

شاهکار بینش پژوه