مادر غلامرضاخسروي زنداني سياسي محكوم به اعدام :
من اميدم به خداست، چون ميگويند كه سر بيگناه تا پاي دار ميرود، اما بالاي دار نميرود، اوهيچ گناهي نكرده است... او را با كلي درد ورنج بزرگ كرده ام كه اين روزها دركنارم باشد و كمك كارم باشد، اما ا
من اميدم به خداست، چون ميگويند كه سر بيگناه تا پاي دار ميرود، اما بالاي دار نميرود، اوهيچ گناهي نكرده است... او را با كلي درد ورنج بزرگ كرده ام كه اين روزها دركنارم باشد و كمك كارم باشد، اما ا
لان بدون هيچ دليلي وي را زنداني كرده اند، غلامرضا آدم دلسوزي بود و هميشه به همسايه ها ويا آدمهاي فقير كمك ميكرد و از شام و نهار خودش ميزد و به ديگران ميداد، او حتي آزارش به مورچه هم نميرسيد.
وقتي مي ديد كه يكي لباس كهنه مي پوشيد، ميگفت كه مامان كمك رو بده اينها بدبخت تر هستند...الان من هم نميدونم چه خاكي به سرم بريزم، نه جايي را بلدم،نه ميتوانم جايي بروم، باز اينجا او سرپرستم بود،نزديكم بود، الان نميدونم چكار كنم.من هم مريضم،.يك مقدار حقوق بازنشستگي دارم كه با خانواده وي آنرا نصف ميكنم....
غلامرضا در مس سرچشمه كار ميكرد، هر روز هم به من تلفن ميزد و بعضا كه كارش طوري بود ميامد و به من سر ميزد. يا مرا بر ميداشت ميبرد به خونه اش، او الان حدود چهار سال و خورده اي هست كه درزندان است.چند سال در انفرادي بود، مدتي در زندان كرمان بود. الان كه زندانه كسي رو ندارم، كه مستمر به من سر بزند. بي كس وبي ياور افتاده ام اينجا و دختر همسايه دلش به حال من ميسوزد و براي اينكه من تنها نباشم پيش من ميايند ...
دررابطه با اتهام او گفت كه ميگويند كه به سيماي آزادي كمك كرده، من كه نميدونم،آخه پولش كجا بود كه كمك كنه، تازه اين كه جرم وگناه نميشه. اين كه اسلحه اي بدست نگرفته، اين كمك كرده، نميدانم، خدا براي اونهايي كه اين حكم رو دادند، نسازه، نميدانم كه چه دشمني با اين پسرم داشتند.
همين علي اكبر حيدري دادياراو بود، ما كه به ملاقات غلامرضا ميرفتيم، ميامد وبه غلامرضا ميگفت كه من تو را ميكشم،من تو را به اعدام ميرسانم، بابا حالا جلوي مادرش و زن و بچه اش اين حرفها را نزنيد، بالاخره ما مادريم .....مگر او چكار كرده، دزدي كرده؟ از ديوار كسي بالا رفته؟، كمك كرده و يا نكرده، تهمتي است كه به او زده اند. اين همه دزدي ميكنند،كسي به كسي چيزي نميگه، مگر پسرم چكار كرده و ميروي و برميگردي وبه او ميگويي تو را به اعدام ميرسانم ...
حالا همونها كه اين حكم را داده اند، خودشون امده اند درصف پمپ بنزين تير به روي مردم ميكشند و..تيرهوايي زده اند و نميدانم كه ديگه چكار كرده اند.
مادر خسروي، در رابطه با وضعيت غلامرضا خسروي در زندان گفت كه او هيچ مشكلي را طرح نميكند وحتي اگر گرسنه هم بماند، چيزي به ما نميگويد و چند وقت پيش هم برايش مقداري پول دادم كه گفت به زن و بچه ام بدهيد، انها واجب تر هستند و... من از تمامي ارگانهاي حقوق بشري ميخواهم كه نگذارند،بچه ام را بيگناه به يك حكم ناعادلانه محكوم كنند و او اصلا گناهي ندارد،من از تمامي مجامع حقوق بشري در تمام دنيا درخواست دارم كه براي نجات پسرم هر كاري هر كس ميتواند انجام بدهد.من دعا ميكنم براي كساني كه بتوانند جلو اجراي اين حكم ناعادلانه را بگيرند، من با اين وضعيت پيري ام هم نميتوانم بروم وبيايم و او را ملاقات كنم....
مادر غلامرضا خسروي دررابطه با روحيه بالاي غلامرضا درزندان گفت: قربان خدا بروم كه اين روحيه را به او داده، او خودش را نباخته و او به ما دلداري ميداد.
مصاحبه كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان و بازداشتي با مادر غلامرضا خسروی
وقتي مي ديد كه يكي لباس كهنه مي پوشيد، ميگفت كه مامان كمك رو بده اينها بدبخت تر هستند...الان من هم نميدونم چه خاكي به سرم بريزم، نه جايي را بلدم،نه ميتوانم جايي بروم، باز اينجا او سرپرستم بود،نزديكم بود، الان نميدونم چكار كنم.من هم مريضم،.يك مقدار حقوق بازنشستگي دارم كه با خانواده وي آنرا نصف ميكنم....
غلامرضا در مس سرچشمه كار ميكرد، هر روز هم به من تلفن ميزد و بعضا كه كارش طوري بود ميامد و به من سر ميزد. يا مرا بر ميداشت ميبرد به خونه اش، او الان حدود چهار سال و خورده اي هست كه درزندان است.چند سال در انفرادي بود، مدتي در زندان كرمان بود. الان كه زندانه كسي رو ندارم، كه مستمر به من سر بزند. بي كس وبي ياور افتاده ام اينجا و دختر همسايه دلش به حال من ميسوزد و براي اينكه من تنها نباشم پيش من ميايند ...
دررابطه با اتهام او گفت كه ميگويند كه به سيماي آزادي كمك كرده، من كه نميدونم،آخه پولش كجا بود كه كمك كنه، تازه اين كه جرم وگناه نميشه. اين كه اسلحه اي بدست نگرفته، اين كمك كرده، نميدانم، خدا براي اونهايي كه اين حكم رو دادند، نسازه، نميدانم كه چه دشمني با اين پسرم داشتند.
همين علي اكبر حيدري دادياراو بود، ما كه به ملاقات غلامرضا ميرفتيم، ميامد وبه غلامرضا ميگفت كه من تو را ميكشم،من تو را به اعدام ميرسانم، بابا حالا جلوي مادرش و زن و بچه اش اين حرفها را نزنيد، بالاخره ما مادريم .....مگر او چكار كرده، دزدي كرده؟ از ديوار كسي بالا رفته؟، كمك كرده و يا نكرده، تهمتي است كه به او زده اند. اين همه دزدي ميكنند،كسي به كسي چيزي نميگه، مگر پسرم چكار كرده و ميروي و برميگردي وبه او ميگويي تو را به اعدام ميرسانم ...
حالا همونها كه اين حكم را داده اند، خودشون امده اند درصف پمپ بنزين تير به روي مردم ميكشند و..تيرهوايي زده اند و نميدانم كه ديگه چكار كرده اند.
مادر خسروي، در رابطه با وضعيت غلامرضا خسروي در زندان گفت كه او هيچ مشكلي را طرح نميكند وحتي اگر گرسنه هم بماند، چيزي به ما نميگويد و چند وقت پيش هم برايش مقداري پول دادم كه گفت به زن و بچه ام بدهيد، انها واجب تر هستند و... من از تمامي ارگانهاي حقوق بشري ميخواهم كه نگذارند،بچه ام را بيگناه به يك حكم ناعادلانه محكوم كنند و او اصلا گناهي ندارد،من از تمامي مجامع حقوق بشري در تمام دنيا درخواست دارم كه براي نجات پسرم هر كاري هر كس ميتواند انجام بدهد.من دعا ميكنم براي كساني كه بتوانند جلو اجراي اين حكم ناعادلانه را بگيرند، من با اين وضعيت پيري ام هم نميتوانم بروم وبيايم و او را ملاقات كنم....
مادر غلامرضا خسروي دررابطه با روحيه بالاي غلامرضا درزندان گفت: قربان خدا بروم كه اين روحيه را به او داده، او خودش را نباخته و او به ما دلداري ميداد.
مصاحبه كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان و بازداشتي با مادر غلامرضا خسروی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر