۱۳۹۱ شهریور ۱۹, یکشنبه


دوستان خواهشمندم در پخش این مطلب در صورت هم عقیده بودن با آن مرا یاری دهید ...
-----
بوی تعفن انگیز جنگ مشام‌ها را می‌‌آزارد!

ای انسان‌های آزاده و کسانی‌ که میهن خود را دوست میدارید و نمیخواهید که هیچ بمبی بر آن فرود آید و هیچ خانه‌ای بر س
ر کودک یا زن یا مردی ویران گردد ! بوی جنگ می‌‌آید ....
آیا مشام شما هم از این بوی تعفن انگیز آزرده است ؟
پس سکوت نکنید و خود را در هزار توی وحشت پنهان نکنید و نگویید که خدا را شکر که من در خارج از ایران بسر می‌برم و یا خانواده‌ام در روستا‌ها و شهرهای دور هستند و امکان افتادن بمب در آنجا‌ها بسیار کم است !! فراموش نکنید که هر بمبی در هر کجا ایران که فرود آید دقیقا در خانه ی من و شما فرود آمده است...
مسلما برای به وقوع نپیوستن این حادثه راههایی چند وجود دارند اما به گمان من یکی‌ از کم هزینه‌ترین آنها همین است که من هم سال‌هاست که به آن ایمان دارم و همواره با صدای بلند بازتکرارش نموده‌ام که : به هر طریق ممکن سعی‌ در بیداری هر بسیجی‌ یا پاسداری که در افراد فامیل یا اقوام و دوستان و آشنایان می‌شناسیم بزنیم ،،،، بالاخره این افراد هم از میان همین ملت برخاسته و همراه این نظام شده اند و در میان این ملت هم دوست دارند و هم بستگان و فامیل و آشنا ....
خاصیت این کار این است که با یک تیر دو نشان زده میشود و حتی شاید سه نشان
۱- از صف دشمن یک سرباز کم میشود
۲- به صف مبارزان با سیاهی یک سرباز افزوده میگردد و سوم آنکه حتی شاید یکی‌ از این پاسداران آنقدر ارق انسانی‌ و میهنی اش بیدار شود که خود نقطه ی پایان بر عمر ننگین آن ملا و آخوندی که از او حفاظت میکرد بگذارد و این ماجرا‌ را یک‌شبه با کمترین هزینه به پایان ببرد و خود را به عنوان قهرمان این ملت و تاریخ این سرزمین به ابدیّت بسپارد و نام خویش را همردیف کاوه ی آهنگر و یا حتی امیر کبیر بنشاند چرا که در این زمان اگر کسی‌ بتوانند دست به چنین امری پسندیده بزند و ایران را از ویرانی حتمی برهاند که حتی شاید به تجزیه ی ایران بینجامد ، کاری کمتر از امیر کبیر نکرده است!
سه سال پیشتر زمانی‌ که در کشور اسرائیل برنامه ی اجرای موسیقی داشتم به استودیو رادیو اسرائیل دعوت شدم و در گفتگویی نسبتا طولانی با خانم فرنوش رام این مهم را یاد آوری نمودم و از همان زمان فشار و تهدیدهای نوکران جمهوری اسلامی که در اروپا ول میگردند را بیش از پیش احساس نمودم ، اما بیش از پیش به قدرت این اندیشه پی‌ بردم که پس انگشت بر نقطه ی حساس این نظام گذاشته‌ام که اینچنین آشفته گردیده و مانند اسپند بر آتش میمانند....
باور کنیم که این کار شدنی است ! چرا که اکثر این بسیجی‌ها و پاسداران چون من و شما به این آب و خاک مهر می‌‌ورزند و فقط گمان دارند که از این راه بهتر میتوانند به میهن و دین و خدای خویش خدمت کنند !! اگر آنها را بیدار سازیم ، چنانچه در طول این ۳۳ سال بسیاری دیگر بیدار گردیده و در صف دشمنان این نظام اکنون در حال مبارزه هستند خواهیم دید که چگونه یک شبه ورق به نفع ملت ایران برخواهد گشت و نه تنها جنگ رخ نخواهد داد که این نظام هم به درک واصل میگردد ....
یاران باید دست به کار شویم با هر وسیله‌ای که در اختیار داریم و هر خدمتی که از دستمان برای ایران و ایرانی‌ بر می‌‌آید فراموش نکنیم که ذرات وجود ما از آن آب و خاک است و ما بی‌ آن آب و خاک هیچ هستیم !! پس برای هیچ نبودن خود هم که شده برخیزیم و دست به کار شویم ...
از شستن و نظاره کردن هیچ نخواهد آمد ... پس نظاره گر ناتوانی نباشیم و سرنوشت میهن و آینده ی خویش را خود بدست گیریم و بدانیم که چون ما نتوانستیم تا کنون چنین کاری را انجام دهیم دولتهای غربی به نفع خودشان وارد این کارزار میگردند ....
ایران را از یاد نباریم و خود را به دست طوفان نسپریم و ننگ ابدی را برای روح خود نخریم چرا که سکوت بدتر از همراهی با دشمنان است !!
پاینده باد ایران...
سرفراز باد ملت ایران و در صلح باد آینده ی این سرزمین و نوزادانی‌ که هنوز پا به این آب و خاک نگذاشته اند اما این حق را دارند که در آزادی و شادی و صلح پا به جهان بگذارند ....

مجید رحیمی ۸ سپتامبر ۲۰۱۲ سان فرانسیسکو
‏Photo: دوستان خواهشمندم در پخش این مطلب در صورت هم عقیده بودن با آن مرا یاری دهید ...
-----
بوی تعفن انگیز جنگ مشام‌ها را می‌‌آزارد!

ای انسان‌های آزاده و کسانی‌ که میهن خود را دوست میدارید و نمیخواهید که هیچ بمبی بر آن فرود آید و هیچ خانه‌ای بر سر کودک یا زن یا مردی ویران گردد ! بوی جنگ می‌‌آید .... 
آیا مشام شما هم از این بوی تعفن انگیز آزرده است ؟ 
پس سکوت نکنید و خود را در هزار توی وحشت پنهان نکنید و نگویید که خدا را شکر که من در خارج از ایران بسر می‌برم و یا خانواده‌ام در روستا‌ها و شهرهای دور هستند و امکان افتادن بمب در آنجا‌ها بسیار کم است !! فراموش نکنید که هر بمبی در هر کجا ایران که فرود آید دقیقا در خانه ی من و شما فرود آمده است...
  مسلما برای به وقوع نپیوستن این حادثه راههایی چند وجود دارند اما به گمان من یکی‌ از کم هزینه‌ترین آنها همین است که من هم سال‌هاست که به آن ایمان دارم و همواره با صدای بلند بازتکرارش نموده‌ام که : به هر طریق ممکن سعی‌ در بیداری هر بسیجی‌ یا پاسداری که در افراد فامیل یا اقوام و دوستان و آشنایان می‌شناسیم بزنیم ،،،، بالاخره این افراد هم از میان همین ملت برخاسته و همراه این نظام شده اند و در میان این ملت هم دوست دارند و هم بستگان و فامیل و آشنا .... 
خاصیت این کار این است که با یک تیر دو نشان زده میشود و حتی شاید سه نشان
۱- از صف دشمن یک سرباز کم میشود
۲- به صف مبارزان با سیاهی یک سرباز افزوده میگردد و سوم آنکه حتی شاید یکی‌ از این پاسداران آنقدر  ارق انسانی‌ و میهنی اش بیدار شود که خود نقطه ی پایان بر عمر ننگین آن ملا و آخوندی که از او حفاظت میکرد بگذارد و این ماجرا‌ را یک‌شبه با کمترین هزینه به پایان ببرد و خود را به عنوان قهرمان این ملت و تاریخ این سرزمین به ابدیّت بسپارد و نام خویش را همردیف کاوه ی آهنگر و یا حتی امیر کبیر بنشاند چرا که در این زمان اگر کسی‌ بتوانند دست به چنین امری پسندیده بزند و ایران را از ویرانی حتمی برهاند که حتی شاید به تجزیه ی ایران بینجامد ، کاری کمتر از امیر کبیر نکرده است!
سه سال پیشتر زمانی‌ که در کشور اسرائیل برنامه ی اجرای موسیقی داشتم به استودیو رادیو اسرائیل دعوت شدم و در گفتگویی نسبتا طولانی با خانم فرنوش رام این مهم را یاد آوری نمودم و از همان زمان فشار و تهدیدهای نوکران جمهوری اسلامی که در اروپا ول میگردند را بیش از پیش احساس نمودم ، اما بیش از پیش به قدرت این اندیشه پی‌ بردم که پس انگشت بر نقطه ی حساس این نظام گذاشته‌ام که اینچنین آشفته گردیده و مانند اسپند بر آتش میمانند....
باور کنیم که این کار شدنی است ! چرا که اکثر این بسیجی‌ها و پاسداران چون من و شما به این آب و خاک مهر می‌‌ورزند و فقط گمان دارند که از این راه بهتر میتوانند به میهن و دین و خدای خویش خدمت کنند !! اگر آنها را بیدار سازیم ، چنانچه در طول این ۳۳ سال بسیاری دیگر بیدار گردیده و در صف دشمنان این نظام اکنون در حال مبارزه هستند خواهیم دید که چگونه یک شبه ورق به نفع ملت ایران برخواهد گشت و نه تنها جنگ رخ نخواهد داد که این نظام هم به درک واصل میگردد .... 
یاران باید دست به کار شویم با هر وسیله‌ای که در اختیار داریم و هر خدمتی که  از دستمان برای ایران و ایرانی‌ بر می‌‌آید فراموش نکنیم که ذرات وجود ما از آن آب و خاک است و ما بی‌ آن آب و خاک هیچ هستیم !! پس برای هیچ نبودن خود هم که شده برخیزیم و دست به کار شویم ... 
از شستن و نظاره کردن هیچ نخواهد آمد ... پس نظاره گر ناتوانی نباشیم و سرنوشت میهن و آینده ی خویش را خود بدست گیریم و بدانیم که چون ما نتوانستیم تا کنون چنین کاری را انجام دهیم دولتهای غربی به نفع خودشان وارد این کارزار میگردند .... 
ایران را از یاد نباریم و خود را به دست طوفان نسپریم و ننگ ابدی را برای روح خود نخریم چرا که سکوت بدتر از همراهی با دشمنان است !!
  پاینده باد ایران...   
سرفراز باد ملت ایران و در صلح باد آینده ی این سرزمین و نوزادانی‌ که هنوز پا به این آب و خاک نگذاشته اند اما این حق را دارند که در آزادی و شادی و صلح پا به جهان بگذارند ....

 مجید رحیمی ۸ سپتامبر ۲۰۱۲ سان فرانسیسکو
www.majidrahimi.blogspot.com
 www.majidrahimi.blogspot.com‏


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر