۱۳۹۱ تیر ۲۳, جمعه


یه یاد زنده یاد حسین اخترزند

حسین فقط32 سال داشت، او نیز يكي از تظاهرکنندگان معترض به نتیجه انتخابات ننگین دهمین دوره ریاست جمهوری بود که در جریان پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در اصفهان کشته شد.

فیلمها و عکسهای زیادی از ضرب و شتم او در سایتهای اینترنتی منتشر شده است.

حسین عزیزمان توسط نیروهای بسیج پس از ضرب و شتم بسیار شدید به طور بسیار وحشیانه ای از طبقه سوم به پایین پرتاب شده و جان باخت.

نیروهای امنیتی فشارهای زیادی را بر این خانواده وارد داشتند و اعلام داشتند وی در اثر غفلت، خودش روی ایرانیت‌های پوسیده افتاده و سپس به پایین پرتاب شد و درگذشت و از همه نزدیکان تعهد گرفتند که کشته شدن حسین را تصادف اعلام کنند تا جنازه وی را تحویل دهند.

خانواده او بعد از 2 سال سکوت خود را در این زمینه شکستند. پیکر حسین عزیزمان در اصفهان باغ رضوان . قطعه 17 . بلوک 1 به خاک سپرده شد

-------------------------------------------------------------------------------

یادتان جاودان ... ای گلهای بهار نادیده پرپر ... دوستتان داریم و سوگندبه آزادی که نخواهیم گذاشت خونهایتان پایمال گردد! 

جهان سوم جایی است که هرکس بخواهد، مملکتش را آباد کند، خانه‌اش خراب می‌شود و هرکس بخواهد خانه‌اش آباد باشد، باید در تخریب مملکت خویش بکوشد.

محمدحسین پاپلی یزدی
----------------------------
متاسفانه به اشتباه یا عمد این گفتار از آقای دکتر پاپلی را از دکتر حسابی نقل می کنند حال انکه دکتر حسابی در رشته فیزیک درس می خواندند و اصلا قابل درک نیست که شاگردی از ایشان بپرسد جهان سوم کجاست که ایشان بخواهند پاسخ دهند. منبع این گفتار به نقل از دکتر پاپلی یزدی در فصلنامه شماره ۶۱ با جزئیات کامل ذکر شده است.


متن کامل این مکالمه بین استاد پاپلی و دانشجو:

چند سال پیش در دانشگاه سوربن تدریس می کردم. روزی در آخر
ساعت درس یک دانشجوی دوره دکترای نروژی ، سوالی مطرح کرد:
استاد،شما که از جهان سوم می آیید،جهان سوم کجاست ؟؟
فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود.من در جواب مطلبی را فی
البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم، به آن
دانشجو گفتم:
جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه
اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید در
تخریب مملکتش بکوشد.


با این شناسنامه شاهنشاهی بود که هویت ملی داشتیم،.از برکت سر رضا شاه بزرگ عزیزمان بود. حالا چی داریم ..........؟
 — with Pouran Bandari.

زمان تشکیل شوای ملی برای سر نگونی جمهوری ضد ایرانی اسلامی 

فرا رسیده .... هم میهن همراه شو ...ناله و گریه و ذکر مصیبت بس است ...

راه چاره تشکیل شورای ملی است

۱۳۹۱ تیر ۲۲, پنجشنبه


شاهنشاه ایران : تاریخ نفت، پرماجراترین فصل تحولات اقتصادری و سیاسی بسیاری از ملل عالم در عصر حاضر است. فصلی مملو از تحریکات، توطئه ها، فراز و نشیب ها، دگرگونی های سیاسی و اقتصادی، سوء قصدها، کودتاها و انقلاب های خونین. حوادثی که در سالهای ا
خیر بر میهن ما گذشت و ماجراهایی که امروز ایران با آن روبرو است، همچنین حوادث خاورمیانه، بدون بررسی دقیق مساله نفت،قابل فهم و تجزیه و تحلیل نیست.امپراتوری بزرگ نفت،یکی از غیر انسانی ترین حکومت هایی است که تاریخ جهان به خود دیده، حکومتی که نه اصول اخلاقی بر آن حاکم است و نه ملاحظات اجتماعی و انسانی…شرکت ملی نفت ایران در سال ۱۹۷۳، قراردادی با کنسرسیوم امضا کرد که در واقع نقطه پایان ۶۰ سال استثمار نفتی ما از جانب خارجی ها به حساب می آید…شرکت نفت ایران در سال ۱۹۷۷ بیش از ۱۷ میلیارد دلار در آمد خالص داشت و در میان ۵۰۰ شرکت پرسود جهان، در میان چند نام نخست جای داشت...

من بدل به کسی شده بودم که می بایست او را از پای در آورد. یادتان هست، از اوایل ماه سپتامبر، همه مراکز بزرگ صنعتی و نفتی در اثر اعتصاب و خرابکاری آسیب دید… ببینید، از لحاظ منطقی، دلایل واقعی رها کردن ایران بوسیله آمریکا برای من قایل درک نیست. بالاخره یک ایران نیرومند و آرام که چیزی از کسی نمی خواست،ایرانی که کار می کرد، تولیدمی کرد و سازنده بود، فقط می توانست در منطقه ای که از دیدگاه غرب اهمیت ویژه ای داشت، عامل صلح و توازن باشد. با این حال، اعضای حزب دموکرات از من خوششان نمی آمد. جناحی از این حزب، ابتدا به رهبری «همفری» و بعد دیگران، نیرومندی نظامی ایران را خوش نمی داشتند. بلندپروازی هایی را نیز که من برای ایران و منطقه در سر می پروراندم، دوست نداشتند.

Photo