۱۳۹۱ تیر ۱۱, یکشنبه


جشنواره* تیرگان، همراه با نوروز و مهرگان یکی از سه جشن بزرگ ایرانیان بوده، که از روز تیر از ماه تیر (۱۰ تیرماه) آغاز و بمدت ۱۰ روز بدرازا میکشیده است.

جشنهای ملی و میهنی ایرانیان، گویای فرهنگ پربار و غنی ایران هستند؛ فرهنگی که بر پایه های شادی، پایکوبی، عشق، بخشش، مهربانی، راستگویی، نیک اندیشی، نیک گفتاری، قدرشناسی و دادگستری بناشده است. در این میان میتوان سمبل 'شادی و پایکوبی' ایرانی را جشن تیر...گان دانست.

تیرگان نخست یک جشن دینی و برای پاسداشت ایزد 'تیشتر' بوده که همراه با مراسم ویژه و باشکوهی برگزار میشده است!‌ این جشن با گستردگی در سراسر کشور، و با شرکت همه ی ایرانیان، کودک و جوان و پیر، زن و مرد با پایکوبی، شادی و عشق برگزار میگشته است.

واژه 'تیر' در فارسی نو، از 'تیشتر' فارسی میانه، که آن نیز از 'تیشترّیهَ' ی اوستایی ریشه گرفته.

با آنکه 'گاتها' از 'تیشتر' نامی نیاورده است، ولی یکی از ایزدان (فرشتگان) دین بهی (زرتشتی) بشمار رفته و 'تیشتریشت' (یشت هشتم) بنام وی سروده شده است.

تیشتر، فرنشین شباهنگ (وَراهَنگ، شب‌کش، کاروان‌کش) که درخشنده ترین ستاره در آسمان و در 'صورت فلکی سگ بزرگ' قرار دارد؛ در کنار او 'تیشترّینِی' یا ستاره هایی هستند که او را یاری میکنند. (یشت ۸، کرده ۱۲). ایزد تیشتر، فرشته باران و روزیست؛ وی مسئول افزایش فرآورده های کشاورزی و مبارزه با 'دیو آپوش'، یا خشکسالیست. گل بنفشه نشانه این ایزد است.

جشن تیرگان نیز با حماسه ملی آرش کمانگیر پیوند دارد که در یشت ۸، کرده ۶، از او و تیر جادویی اش سخن میگوید: "تشتر ستاره رایومند فرهمند را میستائیم که تند بسوی دریای فراخکرت تازد، مانند آن تیر در هوا پران که آرش تیرانداز بهترین آریایی از کوه ائیریوخشوث بسوی کوه خوانونت انداخت."

در ادبیات ایرانی، چه در دروه ساسانی، دوران فراساسانی و چه اسلامی، داستان جانفشانی آرش در راه ایران، بدین گونه گفته شده است، که در زمان پادشاهی منوچهر از خاندان پیشدادیان جنگی با توران در گرفته و بخشی از خاک ایرانی اشغال میشود. منوچهر به افراسیاب پیشنهاد آشتی میدهد و افراسیاب پذیرای آن میشود، بشرطی که یکی از پهلوانان و کمانداران ایرانی تیری اندازد و در هرجایی که بنشیند، آنجا مرز ایران و توران شناخته شود. پهلوانی بنام آرش برای اینکار برگزیده میشود. وی بر فراز کوه 'ائیریوخشوث'، رفته و از آنجا تیری بسوی شرق ایران پرتاپ که پس از سه روز و سه شب پرواز، سرانجام در کوه 'خوانونت'، فرود می آید.

آرش، آنچنان نیرو و هستی‌ خود برای اینکار میگذارد، که پس از رهایی تیر از کمانش، پیکرش پاره پاره، و تار پودش برروی خاک ایران پخش میشود.

حماسه آرش کمانگیر تا بامروز در فرهنگ و هستی هر ایرانی راستین زنده مانده است. پیام "عشق و جانفشانی در راه مهین" آرش، در وجود هر ایرانی همچنان خروشان و هر بانگ آزادیخواهی ایرانی که لرزه در دل دشمنان ایران و ایرانی بپا میسازد، ندای سوت و سوز تیر آرش است که آنرا در تاریخ پرشکوه ایران با خود بهمراه آورده و خواهد برد!

این جشن ملی و مینهی که بازمانده نیاکان است، بر همه ایرانیان شاد و فرخنده باد.



* جشنواره بدین منظور است که آمیزش دو مهم فرهنگیست: پاسداشت ایزد تیشتر و نیز جانفشانی آرش کمانگیر!
شاهپور سورن پهلو

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر